به گزارش افق معدن، مفهوم «پایداری تولید» در صنعتی که هر توقف تولید میتواند به اختلالی زنجیرهای در بازار داخلی و صادراتی منجر شود، از یک شاخص عملیاتی فراتر رفته و به معیاری برای سنجش بلوغ مدیریتی و تابآوری بنگاههای فولادی تبدیل شده است.
در این میان، مجتمع فولاد زاگرس اندیمشک تلاش کرده است با نگاهی راهبردی، پایداری را نه بهعنوان واکنشی مقطعی به بحرانهای انرژی و بازار، بلکه بهعنوان ستون فقرات مدل کسبوکار خود تعریف کند؛ رویکردی که اکنون همزمان با احیای پروژه و ورود به مرحله تازه تأمین مالی، بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.
پایداری تولید، تضمین امنیت زنجیره شمش تا نورد
شمش فولادی بهعنوان خوراک اصلی واحدهای نورد، نقش تعیینکنندهای در تداوم فعالیت صنایع پاییندستی دارد. هرگونه نوسان یا توقف در تولید شمش، مستقیماً بر ظرفیت تولید میلگرد، تیرآهن و سایر محصولات فولادی اثر میگذارد و در نهایت، بازار مصرف را با بیثباتی قیمتی و کمبود عرضه مواجه میکند. از این منظر، پایداری تولید نهتنها یک ضرورت کارخانهای، بلکه مؤلفهای از امنیت صنعتی کشور محسوب میشود.
در فضای بازرگانی نیز، آنچه برای خریداران داخلی اهمیت دارد، صرفاً قیمت نیست؛ بلکه قابلیت اتکا به تحویل مستمر، یکنواختی کیفیت و امکان برنامهریزی تولید در افقهای میانمدت و بلندمدت است. زمانی که تولیدکننده بتواند عرضه منظم و مشخصات فنی پایدار را تضمین کند، واحدهای نورد نیز با اطمینان بیشتری قراردادهای فروش خود را منعقد میکنند.
در مقابل، بیثباتی در تولید شمش، صنایع پاییندست را به سمت خریدهای مقطعی از بازار آزاد یا حتی واردات غیرهدفمند سوق میدهد که پیامد آن، افزایش هزینه تمامشده و تضعیف قدرت رقابت در بازار داخلی و منطقهای خواهد بود.
فولاد زاگرس اندیمشک از مرحله طراحی پروژه، این واقعیت را مبنا قرار داده و سیاستهای فروش و تعامل با مشتریان را بر پایه قراردادهای پایدار و بلندمدت تعریف کرده است؛ سیاستی که هدف آن، ایجاد پیوندی مطمئن میان حلقه تولید شمش و واحدهای مصرفکننده در زنجیره فولاد است.
تابآوری در برابر محدودیت انرژی و نوسانات بازار
صنعت فولاد ایران در سالهای اخیر با دو چالش همزمان روبهرو بوده است؛ محدودیتهای ساختاری در تأمین انرژی و نوسانات شدید در بازارهای داخلی و جهانی. در چنین شرایطی، کارخانهای که با توقفهای مکرر مواجه شود، علاوه بر افزایش هزینههای ثابت، سرمایه اجتماعی و اعتماد بازار را نیز از دست میدهد. بازگشت این اعتماد، بهمراتب دشوارتر از جبران زیانهای مالی کوتاهمدت است.
بر همین اساس، در فولاد زاگرس اندیمشک، پایداری تولید بهعنوان ابزاری برای افزایش تابآوری تعریف شده است. انتخاب فناوریهای با راندمان بالا، طراحی خطوط تولید با انعطافپذیری عملیاتی، پیشبینی سناریوهای ریسک انرژی و ایجاد زیرساختهای پایش هوشمند تجهیزات، بخشی از اقداماتی است که پیش از بهرهبرداری خط تولید در دستور کار قرار گرفته است.
این رویکرد با توصیههای نهادهای بینالمللی همچون International Energy Agency و McKinsey & Company همراستا است؛ گزارشهایی که نشان میدهد واحدهای فولادی برخوردار از مدیریت پیشدستانه انرژی و بهینهسازی مصرف، در دورههای بحران عملکرد بهتری از خود نشان دادهاند.
در مرحله پس از بهرهبرداری نیز، تنوعبخشی به سبد تأمین انرژی، ایجاد ذخایر راهبردی مواد اولیه، توسعه بازارهای داخلی و صادراتی و انعقاد قراردادهای پایدار با مشتریان کلیدی، بهعنوان سپرهای حفاظتی در برابر شوکهای بیرونی طراحی شدهاند.
هدف نهایی آن است که حتی در شرایط کاهش تقاضا یا محدودیت مقطعی انرژی، حداقل سطح بهرهبرداری حفظ شود و جریان نقدینگی، اشتغال و تعهدات فروش دچار اختلال جدی نشود.
احیای ساختار مالی و جهش در مسیر تکمیل پروژه
همزمان با تثبیت رویکرد پایداری تولید، پروژه فولاد زاگرس وارد مرحلهای تازه از بازسازی ساختاری شده است.در یکسال گذشته، تمرکز مدیریت بر بازگرداندن نظم مالی، کاهش ریسکهای حقوقی، بازطراحی ساختار سازمانی، فعالسازی حوزه برندینگ و برگزاری نشستهای سرمایهگذاری داخلی و خارجی قرار گرفته است.
پیگیری قراردادهای زیرساختی از جمله تأمین گاز پروژه، از گامهای کلیدی در این مسیر بوده که زمینه حرکت مجدد کارگاهها را فراهم کرده است.
طبق اعلام مدیرعامل و در تازهترین برنامه تأمین مالی، قرار است 30 درصد از سهام شرکت از طریق انتشار اوراق و به ارزش 2 هزار و 400 میلیارد تومان عرضه شود؛ اقدامی که در صورت تحقق، منابع قابلتوجهی را در مدت کوتاهی وارد پروژه خواهد کرد. برآوردها نشان میدهد با تزریق این منابع، حدود 35 درصد پیشرفت فیزیکی جدید حاصل میشود و در افق دو ساله، مجموع پیشرفت پروژه به 90 درصد خواهد رسید. برای این منظور، برنامه زمانبندی 24 ماههای به پیمانکار ارائه شده و هدفگذاری شده است که مراسم افتتاح در مهر 1407 برگزار شود.
فعال شدن مجدد جبهههای کاری و بازگشت تدریجی نیروها، نشانهای از عبور پروژه از مرحله رکود و ورود به فاز احیا است. اشتغال در این پروژه بهصورت متناسب با حجم فعالیتها تعریف شده و با افزایش پیشرفت فیزیکی، ظرفیت جذب نیروی انسانی نیز رشد خواهد کرد؛ موضوعی که علاوه بر آثار صنعتی، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی مثبتی برای منطقه به همراه دارد.
در افق پیشرو، اگر پایداری تولید بهعنوان یک الزام راهبردی تثبیت شود، صنعت شمش فولادی کشور میتواند بر تثبیت ظرفیتها، افزایش رقابتپذیری منطقهای و توسعه صادرات غیرنفتی تمرکز کند. مطالعات منتشرشده از سوی World Steel Association نیز نشان میدهد میان پایداری تولید، کاهش هزینههای توقف، بهبود تصویر برند و رشد صادرات، همبستگی مستقیم وجود دارد. در مقابل، بیثباتی مزمن در تولید، به کاهش ظرفیت عملیاتی، از دست رفتن بازارهای صادراتی و تضعیف ساختار مالی بنگاهها خواهد انجامید.
فولاد زاگرس اندیمشک اکنون در نقطهای ایستاده که انتخاب میان این دو مسیر، نه یک تصمیم مقطعی، بلکه تعیینکننده جایگاه آن در دهه آینده است.
شواهد موجود نشان میدهد این مجموعه، پایداری تولید را نه بهعنوان یک شعار، بلکه بهعنوان شالوده استراتژی بلندمدت خود برگزیده و تلاش دارد با اتکا به انضباط مالی، فناوری کارآمد و تأمین مالی نوآورانه، تصویری از یک پروژه احیاشده و رو به جلو ارائه دهد؛ تصویری که در صورت تحقق برنامهها، میتواند به الگویی برای سایر طرحهای نیمهتمام صنعتی کشور بدل شود.
انتهای پیام/






0 دیدگاه