در سادهترین تعریف، روزنامهنگاری حرفهای بر چند اصل غیرقابل مذاکره استوار است: دقت (Accuracy)، بیطرفی (Fairness)، استقلال (Independence)، و مهمتر از همه، راستیآزمایی. اصلی که میگوید: «هیچ خبری، بدون تأیید و بدون منبع معتبر، نباید منتشر شود.»
اما در این ماجرا چه دیدیم؟
یک خبر بدون منبع، بدون سند، و بدون حتی یک ارجاع حداقلی منتشر شد. و پس از آن، زنجیرهای از رسانهها—که برخی از آنها خود را تخصصی و حرفهای میدانند—همان خبر را بدون کوچکترین بررسی بازنشر کردند.
نه تماسی گرفته شد، نه پرسشی مطرح شد، نه حتی یک جستوجوی ساده برای یافتن منشأ خبر انجام شد. اصل «دو منبع مستقل» که در بسیاری از استانداردهای بینالمللی (از جمله رویههای تحریریهای رسانههای معتبر) یک قاعدهی بدیهی است، بهکلی نادیده گرفته شد. اصل «تفکیک خبر از شایعه» عملاً کنار گذاشته شد. و مهمتر از همه، اصل «پاسخگویی در قبال مخاطب» قربانی سرعت و هیجان شد.
نتیجه چه بود؟
یک ادعای بیپایه، در کمتر از چند ساعت، به یک «واقعیت رسانهای» تبدیل شد—واقعیتی که اساساً وجود خارجی نداشت.
اینجا دیگر نمیتوان از اشتباه حرف زد. اینجا با یک روند مواجهیم: روندی که در آن، رسانه از جایگاه «نهاد حقیقتیاب» به سطح «تکثیرکنندهی محتوا» سقوط کرده است.
بخش مهمی از این بحران، به تغییر ماهیت رسانههای تخصصی بازمیگردد. جایی که بهجای روزنامهنگاران آموزشدیده، افرادی وارد میدان شدهاند که گرچه ممکن است در حوزه معدن دانش یا تجربه داشته باشند، اما با اصول بدیهی روزنامهنگاری بیگانهاند. نتیجه روشن است: حذف استانداردها، کمرنگ شدن مرز میان خبر و تبلیغ، و بیاعتنایی به مسئولیت اجتماعی رسانه.
در چنین فضایی، «انتشار» جای «تحقیق» را میگیرد.
«سرعت» جای «دقت» را.
و «دیده شدن» جای «درست بودن» را.
شاید بتوان برای منتشرکنندهی اولیهی این خبر، انگیزههایی—از خطا تا منفعت—متصور شد. اما برای رسانههایی که بدون راستیآزمایی، بدون ذکر منبع، و بدون رعایت حداقلهای حرفهای آن را بازنشر کردند، هیچ دفاعی وجود ندارد. این رفتار، نه صرفاً غیراخلاقی، بلکه ضدحرفهای است.
رسانهای که اصل راستیآزمایی را کنار بگذارد، دیگر رسانه نیست؛ یک شایعهخانه است با ظاهر رسمی. و شایعهخانه، هرچقدر هم پرمخاطب باشد، فاقد اعتبار است.
بیاعتمادی مخاطب، یکباره اتفاق نمیافتد. قطرهقطره شکل میگیرد؛ با هر خبر نادقیق، با هر بازنشر بیمنبع، با هر بیتوجهی به اصولی که قرار بود ستونهای این حرفه باشند.
این اتفاق، یک هشدار جدی است:
اگر قرار باشد رسانهها حتی به ابتداییترین قواعد حرفهای خود پایبند نباشند، دیگر تمایزی میان «خبر» و «شایعه» باقی نخواهد ماند.
و در آن نقطه، باید صادقانه پذیرفت:
آنچه از دست رفته، فقط یک استاندارد نیست—خودِ روزنامهنگاری است






0 دیدگاه