به گزارش افق معدن: صنعت فولاد ایران در نیمه دوم سال 1404 بیش از هر زمان دیگری در نقطهای تعیینکننده قرار گرفته؛ نقطهای که در آن فشار محدودیتهای انرژی از یکسو و ظرفیتهای روبهرشد صادراتی از سوی دیگر، مسیر آینده این صنعت راهبردی را شکل میدهد. فولاد که طی دو دهه گذشته به یکی از مهمترین پایههای اقتصاد غیرنفتی کشور تبدیل شده، اکنون ناچار است میان حفظ پایداری تولید و بهرهگیری از فرصتهای بازار جهانی توازن تازهای ایجاد کند؛ توازنی که تحقق آن نه صرفاً یک انتخاب صنعتی بلکه ضرورتی اقتصادی برای کشور محسوب میشود.
در ماههای اخیر نشانههای روشنی از تشدید ناترازی انرژی در صنایع انرژیبر دیده شده است؛ مسئلهای که بیشترین اثر خود را بر زنجیره فولاد گذاشته است. محدودیتهای برق در تابستان و افت فشار گاز در زمستان باعث شده بخشی از ظرفیت اسمی تولید در مجتمعهای بزرگ فولادی بلااستفاده بماند و برنامههای تولیدی با وقفه یا کاهش مقیاس مواجه شود. این شرایط تنها یک اختلال مقطعی نیست، بلکه بیانگر شکاف عمیق میان توسعه صنعتی و زیرساختهای انرژی کشور است؛ شکافی که اگر ترمیم نشود میتواند مزیتهای رقابتی فولاد ایران را در میانمدت تضعیف کند.
گزارشهای منتشرشده در ماههای آذر و دی نشان میدهد محدودیت انرژی در برخی بازهها منجر به افت چند میلیون تنی تولید نسبت به ظرفیت اسمی شده است. ظرفیت نصبشده زنجیره فولاد کشور بیش از 50 میلیون تن برآورد میشود، اما تولید واقعی در سال جاری فاصله محسوسی با این عدد داشته و در محدودهای نزدیک به 30 میلیون تن نوسان کرده است. این اختلالها تنها کاهش حجم تولید را بهدنبال ندارند، بلکه هزینههای سربار، استهلاک تجهیزات و از دست رفتن فرصتهای فروش را نیز افزایش میدهند و در نهایت حاشیه سود شرکتها را تحت فشار قرار میدهند.
با وجود این تنگناها، عملکرد صادراتی صنعت تصویر متفاوتی ارائه میکند. دادههای تجاری ماههای اخیر نشان میدهد صادرات زنجیره فولاد ــ از کنسانتره و گندله تا شمش، اسلب و محصولات نهایی ــ از نظر ارزشی رشد داشته و درآمد چند میلیارد دلاری برای کشور ایجاد کرده است. افزایش تقاضا در بازارهای منطقهای، بهویژه در غرب آسیا و شمال آفریقا، همراه با مزیت نسبی قیمت محصولات ایرانی سبب شده سهم ایران در برخی بازارها تثبیت شود. نکته مهم آن است که بخشی از این رشد نه از محل افزایش حجم، بلکه از محل تغییر ترکیب محصولات صادراتی و حرکت به سمت اقلام با ارزش افزوده بالاتر حاصل شده است.
در این میان نقش شرکتهای بزرگ زنجیره فولاد تعیینکننده بوده است. مجموعههایی مانند فولاد مبارکه با تمرکز بر تولید ورقهای کیفی و توسعه بازارهای صادراتی، تلاش کردهاند اثر محدودیت انرژی بر درآمد عملیاتی را کاهش دهند. در جنوب کشور نیز فولاد خوزستان با اتکا به صادرات شمش و مدیریت ترکیب فروش توانسته جریان نقدی خود را حفظ کند. در شرق کشور، عملکرد تولیدی فولاد خراسان و توسعه زیرساختهای معدنی و گندلهسازی در فولاد سنگان نشان میدهد تکمیل زنجیره تأمین همچنان یکی از راهبردهای اصلی صنعت برای افزایش تابآوری است. جمعبندی دادههای منتشرشده از سوی انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران نیز تأیید میکند که فولاد همچنان در میان صنایع بزرگ کشور یکی از مهمترین منابع ارزآوری غیرنفتی باقی مانده است.
بااینحال تداوم رشد صادرات در شرایط محدودیت انرژی، نوعی تعادل ناپایدار ایجاد کرده است. صادرات پایدار نیازمند تولید پایدار است و اگر شکاف میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی عمیقتر شود، بازارهای بهدستآمده نیز در معرض تهدید قرار میگیرند. تجربه بازار جهانی نشان میدهد خریداران صنعتی بیش از هر چیز به ثبات عرضه توجه میکنند؛ بنابراین هرگونه نوسان طولانیمدت در تولید میتواند به از دست رفتن سهم بازار منجر شود، حتی اگر مزیت قیمتی همچنان حفظ شده باشد.
پاسخ صنعت به این وضعیت در ماههای اخیر بیشتر معطوف به خودتأمینی انرژی بوده است. آغاز یا تسریع پروژههای نیروگاه اختصاصی، سرمایهگذاری در انرژی خورشیدی در مناطق مرکزی و اجرای طرحهای بهینهسازی مصرف برق در واحدهای احیا و فولادسازی از جمله اقداماتی است که با هدف کاهش وابستگی به شبکه سراسری دنبال میشود. هرچند این پروژهها در کوتاهمدت قادر به جبران کامل کمبود انرژی نیستند، اما در افق میانمدت میتوانند ریسک توقف تولید را بهطور محسوسی کاهش دهند و هزینههای پیشبینیناپذیر را کنترل کنند.
همزمان تغییر جهت بهسوی محصولات پیشرفتهتر نیز بهعنوان راهبرد مکمل در حال تقویت است. توسعه فولادهای آلیاژی، ورقهای موردنیاز صنایع خودروسازی و لوازم خانگی و حرکت به سمت استانداردهای کیفی بالاتر میتواند ارزش صادرات را بدون نیاز به افزایش شدید مصرف انرژی بالا ببرد. این رویکرد با روندهای جهانی صنعت فولاد نیز همسو است؛ جایی که رقابت اصلی دیگر بر سر حجم تولید نیست، بلکه بر سر فناوری، کیفیت و تنوع محصول شکل گرفته است.
برآیند رخدادهای ماههای پایانی سال 1404 نشان میدهد صنعت فولاد ایران وارد مرحلهای از بازتعریف راهبردی شده است. ادامه مسیر گذشته ــ متکی بر انرژی ارزان و افزایش صرفِ ظرفیت ــ دیگر پاسخگوی شرایط جدید نیست. آینده این صنعت بیش از هر زمان دیگری به سرمایهگذاری در زیرساخت انرژی، ارتقای بهرهوری و تکمیل زنجیره ارزش وابسته شده است. اگر این سه محور بهصورت همزمان پیش بروند، فولاد میتواند همچنان یکی از پیشرانهای اصلی رشد صنعتی و ارزآوری کشور باقی بماند.
در پایان ذکر این نکته ضروری است که تصویر امروز فولاد ایران ترکیبی از هشدار و امید است. هشدار از آن جهت که ناترازی انرژی میتواند مزیتهای رقابتی را فرسوده کند، و امید از آن رو که همین صنعت تحت فشار توانسته بازارهای صادراتی خود را حفظ کرده و حتی گسترش دهد. مسیر پیشرو به تصمیمهای راهبردی گره خورده است؛ تصمیمهایی که اگر هوشمندانه اتخاذ شوند، فولاد ایران میتواند از دل محدودیتها عبور کرده و به مرحلهای تازه از ثبات تولید و جهش صادراتی وارد شود.
انتهای پیام/






0 دیدگاه